w w w. p a r s g a p . c o m
. . . محیطی گرم و صمیمی
تمام هستی ام را برگی کن! بر درختی بیاویز! خودت باد شو! بر من بوز! به زمینم بیانداز! خدا که شدی و از من گذر کردی ... خیالم راحت می شود جای پای تو، مرا و همه هستی مرا تقدیس می کند! میان گریههایم راهى براى عبور توست مىدانم عادت كردهاى رهگذر لحظههاى بارانىام باشى این بار هم بگذر و چشمهایت را به پنجرهاى بده كه شب و روز مرا عمری به دنبالت کشاندی... سرنجامم به خاکستر نشاندی... ربودی دفتر دل را و افسوس... که سطری هم از این دفتر نخواندی...!!! با يه قامت شکسته، با نگاهي مات و خسته، سرشو برده تو شونش، يه نفر تنها نشسته، توي تنهاييش يه درده، جاي پاي قلبي سرده، گل سرخي بوده اما، ديگه پژمرده و زرده، فارغ از ديروز و فرداش، غرقه تو درياي درداش، حسرتش يه عشق نابه، که وفا کنه به عهداش.. تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس یک لحظه تماشای تو یک رویاست زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود. زيبــــــاترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود. زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود. زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود. زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود. زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود . زيباترين تنهاييم گريه براي توبود . زيباترين اعترافم عشق توبود گفتمش : دل میخری؟ گفتا چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستانش بر زمین افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود !!! اي عشق مدد کن که به سامان برسيم چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار و يا يار به من يا هردو بميريم و به پايان برسيم اگر غم خوارم نيستي....لا اقل بزرگترين غمم باش....هر چيزي هستي هميشه يا بهترين باش يا بد ترين....چون بهترين ها هميشه به ياد خواهند ماند.....پس در بد ترين خاطراتم...تو بهترين باش اتل متل جدایی... عروسکم کجایی، گاو حسن پریشون، یه دل داره پر از خون، عشقم که رفت هندستون خونم شده قبرستون یه عشق دیگه بردار، یه دنیا غصه بردار، اسمش رو بذار بچگی، تا آخر زندگی، هاچین و واچین تموم شد، عمر منم حروم شد دخترک تنها در اتاق نشسته بود و مشغول بازی پازل ... جلو تر رفت ...تصویر پازل برایش واضح تر شد تصویر خودش بود در همان اتاق ... :"پشت به پنجره نشسته بود . شخصی از پشت پنجره به او می نگریست" ... به سمت پنجره برگشت... آخرین صدایی که شنید ..صدای شکستن شیشه پنجره بود... به قلبهای حقیری که در پی عشق می گردند بگویید عشق حس بزرگیست حتی اگر هم بخواهد در خانه تنگ دلشان جا نمی گیرد به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت:بازي به نوجواني گفتند:عشق چيست؟ گفت:رفيق بازي به جواني گفتند:عشق چيست؟ گفت:پول و ثروت به پيرمردي گفتند:عشق چيست؟ گفت:عمر به عاشقي گفتند:عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست سعي كن چيزي را كه دوست ميداري بدست بياور تا مجبور نباشي چيزهايي را كه دوست نداري دوست بداري تو بد وضعيت گير کردم اصلا نميدونم چيکار کنم و دارم چيکار ميکنم. فقط ميدونم خيلي عوض شدم،همه دوستام اينو ميگن امروز يکي از بچهها ميگفت حتي طرز نگاه کردنت هم عوض شده،نميدونم شايد آدم شده باشم آخه چند وقت پيش که رفته بوديم امام زاده خواستم که آدم بشم!! ولي من چشام آب نميخوره فکر نميکنم آدم بشم . شايد برم مکه آدم بشم. به هر حال اگه آدم شدم شما هارو هم در جريان ميزارم. يه دنيا دلم گرفته،ميدونم دارم ميبازم ولي چاره? ندارم
نگاهی آشنا بر یاس کردم
تو را در برگ گل احساس کردم
خلاصه در کلاس ناز چشمت
دو واحد عاشقی را پاس کردم
چشمانت رابرای زندگی می خواهم اسمت را برای دل خوشی می خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت رابرای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی و عطرت را مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم وخودتت را نیز برای پرستش
| :قالبساز: :بهاربیست: |


